هیچ چیز ارزشمند آسان بدست نمی آید.

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 دانشیار گروه مدیریت صنعتی و فناوری، دانشکدگان فارابی دانشگاه تهران، قم، ایران

2 دانشجوی کارشناسی ارشد مدیریت بازرگانی، موسسه آموزش عالی الکترونیکی نور طوبی، ایران

10.22092/ijwpr.2026.372257.1829

چکیده

سابقه و هدف: گذار به اقتصاد چرخشی و گسترش زنجیره‌های تأمین حلقه‌بسته، کاغذ بازیافتی را به یکی از مواد اولیه راهبردی در صنعت کاغذ تبدیل کرده است. با این حال، در زنجیره‌های لجستیک معکوس و بازیافت، کیفیت مواد بازیافتی به‌طور ذاتی با عدم قطعیت همراه است و همین موضوع بر پایداری فرایند تولید، تصمیم‌های بهره‌برداری، هزینه‌های توقف و ضایعات، و نیز پذیرش بازار اثر می‌گذارد. در ایران نیز با وجود اجتناب‌ناپذیر بودن بازیافت کاغذ از منظر اقتصادی و محیط‌زیستی، چالش‌های نهادی و اجرایی موجب شده است که کیفیت ورودی بازیافتی در بسیاری موارد متغیر و چانه‌زنی‌پذیر باقی بماند. بنابراین، هدف این پژوهش تبیین این مسئله است که «حکمرانی کیفیت» در زنجیره تأمین کاغذ بازیافتی در ایران چگونه شکل می‌گیرد، کدام مرزبندی‌ها و مفروضات نهادی کیفیت را در وضعیت موجود بازتولید می‌کند، و بر پایه این شناخت، چه پیامدهای اصلاحی و پیشنهادهای اجرایی قابل دفاعی می‌توان ارائه داد.
مواد و روش‌ها: پژوهش حاضر با رویکرد کیفی انجام شد و چارچوب تحلیلی آن بر مبنای سیستم‌های ابتکاری انتقادی و دوازده پرسش مرزی استوار است. منطق سیستم‌های ابتکاری انتقادی بر مقایسه منظم وضع موجود و «وضع مطلوب بنا می‌شود و امکان می‌دهد داوری‌های مرزی مرتبط با هدف‌ها، اختیار تصمیم‌گیری، دانش معتبر و مشروعیت تصمیم‌ها آشکار و قابل نقد شود. داده‌ها از طریق مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته با ۲۰ خبره و کنشگر کلیدی زنجیره تأمین کاغذ بازیافتی گردآوری شد. مشارکت‌کنندگان به‌صورت هدفمند و از حلقه‌های اصلی زنجیره انتخاب شدند و شامل مدیران و کارشناسان کارخانه‌های مصرف‌کننده کاغذ بازیافتی (به‌ویژه مسئولان خرید، تولید و کنترل کیفیت)، فعالان جمع‌آوری/تفکیک و مراکز پردازش، واسطه‌ها و عمده‌فروشان، و افراد آشنا با استاندارد، آزمون و سازوکارهای نظارتی بودند. محل فعالیت خبرگان در کانون‌های اصلی مرتبط با شبکه بازیافت و صنعت کاغذ در کشور قرار داشت و مصاحبه‌ها با هدف پوشش تنوع دیدگاه‌ها در تهران و کرج، اصفهان، استان‌های شمالی و خوزستان انجام گرفت. متن مصاحبه‌ها پس از پیاده‌سازی، با اتکا به دوازده پرسش مرزی کدگذاری و در چهار بُعد انگیزش، کنترل، دانش و مشروعیت بازآرایی شد؛ سپس برای افزایش شفافیت و قابلیت ردیابی، نتایج به محورهای نهادی و بسته‌های اصلاحی متناظر ترجمه گردید.
یافته‌ها: نتایج نشان داد که در وضعیت موجود، هدف غالب حکمرانی کیفیت بیشتر بر تداوم جریان تأمین و معامله و تأمین کوتاه‌مدت خوراک متمرکز است و معیارهای موفقیت عمدتاً اقتصادی و عملیاتی تعریف می‌شود؛ بنابراین کیفیت غالباً تا سطح حداقل‌های لازم برای پذیرش یا استمرار تولید تقلیل می‌یابد. در بُعد کنترل، تصمیم‌گیری درباره پذیرش/رد محموله، درجه‌بندی و قیمت‌گذاری پراکنده و چندکانونی است و در کنار برخی قواعد رسمی، تا حد قابل توجهی به عرف بازار و توافق‌های موردی متکی می‌ماند. همچنین عدم تقارن در دسترسی به اهرم‌هایی مانند تجمیع حجم، اطلاعات بازار، امکان اختلاط محموله‌ها، دسترسی به مشتریان بزرگ و ابزارها و نتایج آزمون، کیفیت را به متغیری چانه‌زنی‌پذیر تبدیل می‌کند و نوسان کیفیت را بازتولید می‌نماید. در بُعد دانش، اگرچه تجربه میدانی نقش محوری دارد، نبود داده‌های یکپارچه و قابل اتکا و نیز فقدان رویه‌های یکنواخت نمونه‌برداری، آزمون و گزارش‌دهی قابل استناد باعث می‌شود تصمیم‌ها و اختلافات کیفیتی بر اطلاعات غیررسمی تکیه کند و امکان حل اختلاف مبتنی بر شواهد مشترک محدود شود. در بُعد مشروعیت نیز ضعف مسیرهای نمایندگی و پاسخگویی درباره ادعاها و تصمیم‌های کیفیتی مشاهده شد؛ به‌گونه‌ای که گروه‌های متأثر و هزینه‌پرداز الزاماً امکان اثرگذاری مؤثر بر قواعد یا پیگیری تصمیم‌ها را ندارند و در نتیجه، منطق غالب به سمت نگاه بازارمحور و معامله‌ای میل می‌کند.
نتیجه‌گیری: این پژوهش نشان می‌دهد برای بهبود پایدار کیفیت، مداخله‌های تک‌حلقه‌ای یا صرفاً فنی کفایت ندارد و اصلاح حکمرانی کیفیت باید هم‌زمان قواعد مشترک، داده معتبر، مشوق‌های هم‌راستا و پاسخگویی را تقویت کند. بر پایه یافته‌ها، چهار بسته پیشنهادی اجرایی ارائه می‌شود: (۱) «استاندارد و زیرساخت آزمون» برای تبدیل کیفیت به معیار سنجش‌پذیر و قابل استناد از طریق شاخص‌های حداقلی، نمونه‌برداری/آزمون یکنواخت و ممیزی دوره‌ای؛ (۲) «شفافیت و حکمرانی داده» برای کاهش عدم تقارن اطلاعات با برگه کیفیت محموله، ثبت سوابق و دسترسی استاندارد به مستندات؛ (۳) «قراردادهای کیفیت‌محور و هم‌راستاسازی مشوق‌ها» با قیمت‌گذاری وابسته به کیفیت و سازوکار پاداش/جریمه عدم انطباق؛ و (۴) «تنظیم‌گری، پاسخگویی و حل اختلاف» با تعیین مسئولیت‌ها و داوری مبتنی بر آزمون. اجرای تدریجی و هماهنگ این بسته‌ها می‌تواند ثبات کیفیت ورودی، کاهش هزینه‌های کیفیت پایین و افزایش قابلیت اتکا در تأمین را در سطح زنجیره تقویت کند.

کلیدواژه‌ها

موضوعات