نوع مقاله : مقاله پژوهشی
نویسندگان
1 گروه سامانههای زیستی، دانشکده فناوریهای نوین و مهندسی هوافضا، پردیس زیراب، دانشگاه شهید بهشتی، زیراب، ایران.
2 گروه سامانههای زیستی، دانشکده فناوریهای نوین و مهندسی هوافضا، پردیس زیراب، دانشگاه شهید بهشتی، زیراب، ایران
3 گروه پالایش زیستی، دانشکده فناوریهای نوین و مهندسی هوافضا، پردیس زیراب، دانشگاه شهید بهشتی، زیراب، ایران.
چکیده
سابقه و هدف: اتصالات گوشه از مهمترین اجزای سازهها و محصولات چوبی به شمار میروند و نقش تعیینکنندهای در انتقال نیرو، پایداری و دوام سازه دارند. عملکرد مکانیکی این اتصالات تحت تأثیر عوامل متعددی ازجمله نوع اتصال، ضخامت قطعات، گونه چوب و کیفیت چسبندگی قرار دارد. انتخاب نامناسب نوع اتصال یا ضخامت قطعات میتواند موجب تمرکز تنش، کاهش مقاومت، افزایش تغییرشکل و درنهایت گسیختگی زودهنگام سازه شود. باوجود استفاده گسترده از انواع اتصالات سنتی و مهندسیشده در صنایع چوب و مبلمان، پژوهش و اطلاعات آزمایشگاهی جامعی درباره اثر همزمان نوع اتصال و ضخامت قطعات بر نیروی گسیختگی اتصالات گوشه، بهویژه در چوب نراد، در دسترس نیست. ازاینرو، پژوهش حاضر باهدف بررسی اثر نوع اتصال و ضخامت تخته بر نیروی گسیختگی اتصالات گوشه ساختهشده از چوب نراد انجام شد تا مناسبترین ترکیب ازنظر عملکرد مکانیکی شناسایی شود و زمینهای برای بهبود طراحی و افزایش ایمنی سازههای چوبی فراهم آید.
مواد و روشها: در این پژوهش، از چوب طبیعی نراد بهعنوان ماده اولیه استفاده شد. پنج نوع اتصال شامل قلیف، کام و زبانه، دوبل، نیمونیم و دمچلچله مورد بررسی قرار گرفتند. تختههای چوبی اولیه در شش سطح ضخامت شامل ۱، 5/1، ۲، 5/2، ۳ و ۴ سانتیمتر تهیه شدند و اتصالات موردنظر از این تختهها ساخته شدند. درمجموع، ۹۰ نمونه با استفاده از چسب پلیوینیل استات تهیه شدند و پس از طی دوره گیرایش، تحت آزمون نیروی گسیختگی قرار گرفتند. نیروی شکست هر نمونه بهعنوان شاخص نیروی گسیختگی ثبت شد. دادههای حاصل با استفاده از نرمافزار SPSS و تحلیل واریانس دوطرفه مورد بررسی قرار گرفت تا اثر مستقل نوع اتصال، ضخامت تخته و همچنین اثر متقابل این دو عامل بر نیروی گسیختگی اتصالات تعیین شود. سطح معنیداری آزمونها برابر با 05/0 در نظر گرفته شد.
یافتهها: نتایج تحلیل آماری نشان داد که مدل آماری از برازش مناسبی برخوردار بوده و متغیرهای مورد بررسی توانستند بخش عمده تغییرات نیروی گسیختگی را تبیین کنند. همچنین، اثر ضخامت تخته، نوع اتصال و اثر متقابل این دو عامل بر نیروی گسیختگی اتصالات ازنظر آماری معنیدار بود (05/0>P). مقایسه نتایج نشان داد که اتصالات قلیف، کام و زبانه، دوبل، نیمونیم و دمچلچله رفتار مکانیکی یکسانی نداشتند و نیروی گسیختگی آنها بهطور معنیداری با یکدیگر متفاوت بود. علاوه بر این، افزایش ضخامت تخته بهطورکلی موجب افزایش نیروی گسیختگی اتصالات شد، اما میزان این افزایش در همه اتصالات یکسان نبود و به نوع اتصال وابسته بود. این موضوع نشان داد که نوع اتصال و ضخامت تخته بهصورت همزمان در تعیین ظرفیت تحمل بار و مقاومت نهایی اتصال نقش دارند و نمیتوان هر یک از این عوامل را بهصورت مستقل در طراحی اتصالات چوبی در نظر گرفت.
نتیجهگیری: نتایج این پژوهش نشان داد که نیروی گسیختگی اتصالات گوشه چوب نراد بهطور معنیداری تحت تأثیر نوع اتصال، ضخامت تخته و اثر متقابل این دو عامل قرار دارد. اتصالات قلیف، کام و زبانه، دوبل، نیمونیم و دمچلچله ازنظر عملکرد مکانیکی تفاوت معنیداری با یکدیگر داشتند و افزایش ضخامت تخته در اغلب موارد موجب بهبود نیروی گسیختگی شد، هرچند که میزان این بهبود به نوع اتصال نیز وابسته بود؛ بنابراین، انتخاب مناسب نوع اتصال باید همواره متناسب باضخامت قطعات چوبی انجام شود تا بیشترین ظرفیت باربری، استحکام و دوام در سازهها و محصولات چوبی حاصل گردد. یافتههای این پژوهش میتواند مبنایی برای انتخاب و طراحی اتصالات مناسب در صنایع چوب، مبلمان و سایر سازههای چوبی باشد و در بهینهسازی عملکرد مکانیکی این محصولات مورد استفاده قرار گیرد.
کلیدواژهها
موضوعات